خرید بک لینک
بیست سی سال دیگر که داشتم برای بقیه پیرمردها پر چانگی می کردم (فکر نمی کنم به نوه و اینها برسم)، بهشان می گویم 1 بود یا آذر، ماه آخر پاییز. یک شب بی هوا تصمیم گرفتم دل به دریا بزنم و آن کاراوان را بخرم و بزنم به جاده ها. یا بسته به مخاطبم شاید عوضش کنم فانتزیم را. مثلا بگویم یک شب با خودم گفتم بسه دیگه این سکون. و یک بلیط یک طرفه گرفتم به تبت. کاتماندو؟ یادمم نیست کجا بود فرودگاهش. حالا اینها را وقت دارم سرچ کنم. ولی می دانی چی؟ هر چیش را تغییر بدهم، بهشان می گویم یک شب بود حوالی اوایل زمستان. اواخر آذر. این را مطمئنم.

حتمن بعدن یکیشان هم چیزی نامرئی را می جود چند بار و میپرسد: فروختیش کاراوان رو؟

برچسب: نویسنده: بردیا شمس تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 0:12

صفحه بندی