کار را به جایی رساندم که با تویا هم خوابیدم. تویا خودش را در یک شب زمستان تسلیم من کرد، همان طور که تسلیم دیگران کرده بود. اما بعد، وقتی به خواب رفت، بدن بی حرکتش را تماشا کردم و گریستم. و در آن موقع بود که فهمیدم هرگز بهبود نخواهم یافت.
برچسب:
نویسنده: بردیا شمس